شنبه 9 آذر 1392

محدودیت

   نوشته شده توسط: منتظران مهدی(عج)    

روزی یک دانشمند ،آزمایش جالبی انجام داد.

او یک آکواریوم شیشه ای ساخت و آن را با یک دیوار شیشه ای دو قسمت کرد .


                                                   

دریک قسمت ،ماهی بزرگی انداخت و در قسمت دیگر ،یک ماهی کوچک تر که غذای مورد علاقه ماهی بزرگ بود .

ماهی کوچک ،تنها غذای ماهی بزرگ بود و دانشمند به آن غذای دیگری نمی داد . او برای خوردن ماهی کوچک بار ها وبارها به طرفش حمله می کرد ،اما هر بار به یک دیوار نامرئی می خورد ؛همان دیوار شیشه ای که او را از غذای مورد علاقه اش جدا می کرد .

بالاخره بعد از مدتی ،از حمله به ماهی کوچک منصرف شد و او باورکرده بود که رفتن به آن طرف آکواریوم و خوردن ماهی کوچک ،کار غیر ممکنی است .

دانشمند پس ازمدتی شیشه وسط را برداشت و راه ماهی بزرگ را بازکرد ،اما ماهی بزرگ هرگز به سمت ماهی کوچک حمله نکرد . و به سمت دیگر آکواریوم نرفت ، میدانید چرا ؟

دیگر آن دیوار شیشه ای وجود نداشت ،اما ماهی بزرگ در ذهنش یک دیوار شیشه ای ساخته بود .یک دیوار که شکستنش از شکستن هر دیوار واقعی سخت تر بود. آن دیوار ، باورخودش بود . باور به محدودیت . باورش به وجود دیوار.

ما هم اگر خوب در افکار و عقاید خودمان جست وجو کنیم ،کلی دیوار شیشه ای پیدا می کنیم که نتیجه مشاهدات و تجربیات خودمان است .


                                               

خیلی از این دیوارها در بیرون وجود ندارند و فقط در ذهن خود ما وجود میابند.


برچسب ها: دیوار ، عقاید ، آکواریوم ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات