سه شنبه 12 آذر 1392

خواست خداوند

   نوشته شده توسط: منتظران مهدی(عج)    

در سالهای بسیار دور ،پادشاهی زندگی میکرد که وزیرحکیم و دانشمندی داشت . وزیر همواره میگفت :هر اتفاقی که رخ میدهد ،به صلاح ماست .

روزی پادشاه برای پوست کندن میوه ،کارد تیزی طلب کرد ،اما در حین بریدن میوه ،انگشتش رابرید. وزیرکه درانجا بود ،گفت :نگران باشید!تمام چیز های  که رخ می دهد  ،در جهت خیر و صلاح شماست.

پادشاه از این سخن وزیر بر آشفتد وازرفتار اودربرابر این اتفاق ،آزرده خاطر شد ودستور زندانی کردن وزیر را داد .



                                                                    

چند روز بعد پادشاه با ملازمانش برای شکار به نزدیک جنگلی رفتند . پادشاه در حالی که مشغول اسب سواری بود ،راه راگم کرد و وارد جنگل انبوهی شد و از ملازمان خود دور افتاد.در حالیکه پادشاه دنبال راه اصلی می گشت تا به ملازمان خود بپیوندد،به محل سکونت قبیله ای رسید که مردم آن در حال تدارک مراسم قربانی برای خدایانشان بودند .

زمانی که مردم ،پادشاه خوش سیما را دیدند ،خوش حال شدند ،زیرا تصور کردند که وی بهترین قربانی برای تقدیم به خدای آنهاست . آن ها پادشاه رادر برابرتندیس الهی خودبستند تا وی رابکشند .ناگهان یکی ازمردان قبیله فریادکشید :چگونه میتوانید این مرد رابرای قربانی کردن انتخاب کنید ،درحالی که وی بدنی ناقص دارد،به انگشت اونگاه کنید .اورا قربانی نکنید که مورد خشم خدایان قرارخواهیدگرفت.به همین دلیل ،وی را قربانی نکردند ورها نمودند.

پادشاه که به قصر رسید ،وزیر را فراخواندو گفت:اکنون فهمیدم منظور تو از این که میگفتی :هرچه رخ می دهد ،به صلاح شماست ،چه بوده است،زیرابریده شدن انگشتم موجب شد زندگی ام نجات یابد ،امادر موردتوچی ؟تو به زندان افتادی واین امرچه خیروصلاحی برای تو داشت ؟

وزیرپاسخ داد :اعلا حضرت!مگرنمی بینید ،اگرمن به زندان نمی افتادم مانند همیشه در جنگل به همراه شمابودم .درآنجازمانی که شمارا قربانی نکردند،مردم قبیله مرابرای قربانی کردن انتخاب می کردند.بنابراین می بینید که حبس شدن برای من نیز مفیداست !

ایمان قوی داشته باشید و بدانید هرچه رخ میدهد ،خواست خداونداست.


برچسب ها: خواست خداوند ، دانشمند ، زندان ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات