دوشنبه 25 آذر 1392

بعد از شهدا ما چه كرده ایم...

   نوشته شده توسط: منتظران مهدی(عج)    

ماه دی ماه عجیبی بود جالب آنكه یازدهم دی روز تولدش بود.

در دی ماه ازدواج كردیم و دخترمان هم هشتم دی ماه به دنیا آمد و سید در یازدهم دی ماه شهید شد.


آخرین بار كه مریض شد وقتی بود كه از مراسم دعای توسل بر می گشت. آن شب با حال عجیبی به خانه برگشت.

به او گفتم: امشب چه خبر شده؟

گفت: احساس عجیبی دارم.

تا به حال او را این گونه ندیده بودم می گفت : آقا امضا كردند. دیگر دارم می رم .

بعد گفت به یكی از دوستانش زنگ بزنم و بگویم كه با او كار دارد.

نزدیك صبح ، خیلی تب كرده بود. می خواستم مرخصی بگیرم كه اوقبول نكرد.

گفت: دوستم می آید و مرا به دكتر می رساند.

قبل از آنكه دوستش او را به بیمارستان ببرد ، غسل شهادت كرد.

به او هم گفته بود: آقا آمده و پرونده ام را امضا كرده!

وقتی می خواستند او را به بیمارستان ببرند می گفت : این آخرین باری است كه شما را اذیت می كنم.یك هفته بعد هم شهید شد.

همیشه به خودم دلداری می دادم . همان سال اول ازدواج می گفتم : ان شاء الله پنجاه سال با هم زندگی می كنیم . اما سید می گفت : بگذار حالا پنج سال با هم باشیم ، بقیه اش طلبت.

خاطره ای از شهید سید مجتبی علمدار

روحش شاد


برچسب ها: غسل شهادت ، توسل ، شهید ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic