تبلیغات
شهدای زنجانرود - مصاحبه با عباس
یکشنبه 15 دی 1392

مصاحبه با عباس

   نوشته شده توسط: منتظران مهدی(عج)    

معمول بود كه هر از گاهی خبرنگاران رسانه های خبری عراق و بعضی بنگاه های سخن پراكنی بیگانه را برای مصاحبه با اسیران ایرانی دعوت می كردند

تا از آن بهره برداری تبلیغاتی خبرنگاران با برادر شر گردان بود همه اسرا او را می شناختند و منتظر بودند ببینند كه این با شر گردان چه كار می كند .

از همه ی رسانه ها برای مصاحبه آمده بودند و در واقع مانور قدرت عملیات عراق برای اسرا بود.

خبرنگاران با آب و تاب تمام قدری ملاطفت تصنعی شروع به سوال كردند. وقتی پرسید : پسر جان، اسمت چیست؟

شر گردان در جواب گفت: عباس .

دیگری پرسید: اهل كجایی؟ شر گردان پاسخ داد : بندر عباس . سومی با تعجب و تردید پرسید : اسم پدرت چیست؟

شر گردان خیلی عادی گفت : به او می گویند گل عباس.

چهارمی كه گویی بویی از قضیه برده بود، 

گفت كجا اسیر شدی؟ جواب داد : دشت عباس.

 افسر عراقی كه دیگر یقین پیدا كرده بود كه طرف ، دستش انداخته است و نمی خواهد حرف بزند با لگد به ساق پای او زد و گفت : دروغ می گویی پسر...

شر گردان كه خودش را به موش مردگی زده بود ، با تظاهر به گریه كردن گفت : نه به حضرت عباس!


برچسب ها: اسیر ، گردان ، خبرنگاران ، مصاحبه ،

marilynLahman.jimdo.com
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 05:36 ق.ظ
Just what I was looking for, thank you for posting.
manicure
شنبه 19 فروردین 1396 08:48 ب.ظ
This website truly has all of the information I wanted
concerning this subject and didn't know who to ask.
BHW
شنبه 12 فروردین 1396 07:56 ب.ظ
We are a bunch of volunteers and starting a new scheme in our community.
Your website offered us with valuable info to work on. You have done a
formidable task and our whole group can be grateful to you.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر